نام:بابک بهنام فر
تاریخ تولد:مهر 1358
جنسیت:مرد - متاهل
محل سکونت:ایران - اهواز
درباره من:سالروز تولد من 20 مهر


آغاز من
سمفوني آب و آتش بود
و حيات من
تلاطمي در زهدان اقيانوس تنهايي
فرياد هايي که خاموش شدند
ستاره هايي که در حسرت فروغ سوختند
و شمع هايي که عاشقانه گداختند
درختان تنومندي که تن به تبر روزگار دادند
در حسرت قلم شدن ، تراشيده شدند
اما
تيرک سقف انباري کهنه
يا صندوقچه گلوله هاي سربي شدند
و چقدر عقربکهاي ساعت من خسته اند
ثانيه شمار ساعت من ، نا ندارد
انگشتانم ، به هم دل نميبندند
و ضرباهنگ تحويل سال نو
خاطره به ذهن مشوشم نمي آورد
در آرزوي بازگشت
روز مرگي من نبرد خاک و خاکستر ميشود
و انديشه هاي من تبلور دانه هاي باران
که در آرزوي عشقبازي با آسمان
روزگاري در پناه خورشيد خودسوزي کردند
اما تمام رويا هاي کودکانه و بي تکلفشان
در زندان ابر ، بر باد رفت
و اکنون در آرزوي بازگشت
در شوره زاري بي رحم ، بر خاک مي نشينند
و در نبرد بس برابر خاک و خاکستر
همچون پيکر نيمه جان من
که دربدر بدنبال جلاد خويش ميگردد
سر به دامان پر مهر وي ميسپارد
و مثله شدن خويشتن را با عشق به نظاره مينشيند
قطعه قطعه با زبان بي زباني
فرياد خاموش مرا بر زبان جاري ميکنند
با شما سخن ميگويند
اي آدميان
اي کساني که گاهي در ساحل به نظاره مي نشينيد
اي انسانها
اي پاسداران حرمت خورشيد
قسم به برگهايي که در زادروز من بر زمين مينشينند
قسم به درختاني که بيمارگونه رخ سبزشان به زردي ميگرايد
و قسم به شعلهء خورشيد که به سردي ميگرايد
من به پرواز مي انديشم
و به سکوتي نه از جنس سکون
به باراني که به دريا پيوست
به باراني که به دريا پيوست
ایمیل:babak.behnamfar@gmail.com
تحصیلات:کارشناسی - میکروبیولوژی
کتب مورد علاقه:صد سال تنهایی     سمفونی مردگان     پر
فیلم و سریال:مادر        پیانیست   سوته دلان    رگبار
موسیقی:شجریان  شهرام ناظری   ابی   داریوش       مازیار فلاح